+
به به به..... امروز يه نرم افزار از ممل گرفتم که فينگليش رو تبديل ميکنه به فارسی خودمون. خوب این جوری يه خرده در زمان نوشتن پست تو وبلاگ که تقريباً هر بار يک ساعت طول می کشيد صرفه جويی ميشه. البته اینگاری این نرم افزار قصه ما يه خرده لم داره که هنوز بش عادت نکردم. حالا درست ميشه...
امروز با استاد جون نشستيم و کلی جاتون خالی ززر زديم که آره استاد جون بيا ا این امتحان آخر رو هم بگيرو ما رو خلاص کن. اونم کلی اولش ناز کرد اما آخرش گفت باشه 2 نوامبر بيا برو رو چال ببينم در چه وضعی هستی. نميدونم بايد از این بابت خوشحال باشم يا ناراحت.
شايد خنده دار باشه که بگم موقعی هم که داشت باهام حرف ميزد هر از گاهی دوباره با اون يقه بازش ور ميرفت... چی بگم والا...